تبليغاتX
صبح نجف آباد

استعفای لاریجانی و داستان دردناک پرونده هسته ای ما

 

در کش مکش حوادث داخلی و بین المللی و بازتاب های سفر پوتین و ترورنافرجام بی نظیر بوتو  و موضوع تبت و چین و امریکا و قضیه دالایلما و حمله ترکیه به عراق و... بالاخره  اینکه موضوع انرژی هسته ای ایران را چه می شود و اینکه ریاست جمهور می فرمایند  پرونده هسته ای ایران بسته شد و آنوقت آقای دبیر جدید و قدیم شورای امنیت ملی با سولانا دیدار می کنند و گیج و منگ این اخبار که ما بالاخره  دم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس را که خبر رسید حضرت آقای  لاریجای عطای ریاست امنیت را به لقایش بخشیده اند .همه کسانی که این چند سال مثل حقیر و یا هر ایرانی علاقه مند به کشور و میهن پیگیر موضوع انرژی هسته ای ایران بوده اند خوب می دانند که جناب آقای دکتر لاریجانی چه آن روزی که با حفظ سمت ریاست صدا و سیما عضو شورای امنیت ملی هم بودند و چه پس ازتمام شدن دوران ده ساله شان در صدا و سیما  تا آن روز که  مسئولیت  پرونده هسته ای ایران را به جای حسن روحانی به دست گرفتند همواره یکی ار معترضین به چگونگی روند این پروند در مجامع بین المللی بودند و هم آقای دکتر از جمله کسانی بودن که با موضوع تعلیق پرونده هسته ای  صدرصد مخالف بودند.بگذریم آقای دکتر لاریجانی در شرایطی از پست ریاست شورای امنیت ملی کنار گذاشته می شوند که این داستان   اکنون در دنیا با حساسیت های ویژه ای مواجه گردیده است. از طرفی این اتفاق هم زمان با پایان سفر پوتین از ایران می افتد و هم در حالیکه قرار بود ایشان با خاویرز سولانا پیرامون همین موضوع دیدار کنند. اینکه در دیدار های پوتین با شخصیت های برجسته نظام چه گذشته و...سئوال این است آقای دکتر که با طرح های آنچنانی  و منتقدانه به ریاست شورای امنیت ملی انتخاب می شوند و قرار بود در غلطان بدهد و شکلات ها را هم پس بدهد! و... چرا در لحظات حساس این پروند کناره گیری می کند و یا کنار گذاشته می شوند!چه اتفاقی افتاده که او توان ادامه این راه را در خود نمی بیند.سال گذشته در جریان اعلام خبر خوش هسته ای!!! از ناحیه ریاست محترم جمهور در پیشگاه امام هشتم شیعیان(ع)؛د رمطلبی در یکی از جراید آن  زمان-پیام 25 اردی بهشت 1385- نوشتم که اعلام این خبر نه تنها موقعیت ما را از لحاظ پیگیری پرونده هسته ای مان در دنیا بهتر نمی کند بلکه حساسیت ها را نیز دوصد چندان می کند و اتفاقا همینطور هم شد و دومین تحریم دنیا علیه ما در همان زمان رقم خورد....موضوع پرونده هسته ای ایران حالا دیگر دارد به یک موضوع خسته کننده و تکراری تبدیل می شود و این مسئله به اعتقاد حقیر دلیلی ندارد مگر ناکارآمدی و سیاست های غلط و یک و بام و چند هوای  تصمیم گیران و مدیران ما که به جای آنکه به پیگیری این پروند را با  درایت و کاردانی  به پیش ببرند  همواره آن را در بوغ و کرنا می کنند و دیگرانی هم در آن سو منتظر این اخبار.شکی در این نیست که انرژی هسته ای همانند همه کشور ها حق مسلم مردم ایران است و روایتی هم از مولای متقیان هست که حق دادنی نیست و گرفتنی است.اما به راستی چرا پرونده هسته ای ما اینقدر در مجامع بین المللی  بغرنج گردیده است ؟ مگر نه اینکه چین بدون  سر و صدا هسته ای شد،هند وکره و  خیلی کشور های دیگر ؟ پس  به قول شاعر خوب این سال  های ادبیات ما سید علی صالحی:

هی روزگار ناشادی
نمی شد زمین از نو زاده شود
عشق از نو زاده شود
آدمی از نو زاده شود
اصلا اسم نباشد
تقسیم و فاصله نباشد
فهمیدن همین دقیقه
همین گوشه
همین گریه ها نباشد!
پس ما
ار اتفاق کدام بخت برگشته شکسته ایم!؟
+ نوشته شده در دوشنبه سی ام مهر 1386ساعت توسط توکل صالحی |

ایستگاه آخر

.

 

توی راهروی اتوبوس پر بود از آد م هایی که ایستاده بودند و دست گرفته بودند به میله وسط اتوبوس.زن چاق و جوانی در حالیکه یک دستش به میله وسط بود و با دست دیگر بچه اش را محکم در بغل نگهداشته بود با نگاهش اطراف و صندلی های پر از مسافر را می کاوید.جوانکی روی یکی از صندلی ها کنار پنچره نشسته بود.نگاه زن روی جوان ماند.جوان از پنجره بیرون را نگاه کرد .نگاهش که داخل آمد سنگینی نگاه زن را روی خود حس کرد.دوباره برگشت و به بیرون خیره شد.نگاه زن روی جوان بود .جوان سرش را که داخل آورد فکر کرد راننده هم به او نگاه می کند. بلند شد و خودش را با زحمت از لای مسافر ها رد کرداتوبوس با سر و صدا داخل ایستگاه ایستاد.جوان خودش را با زحمت از لای مسافرها رد کرد و از در اتوبوس پایین رفت.اتوبوس که حرکت کرد نگاه زن هنوز روی او بود که لنگ لنگان و عصا زنان  کنار خیابان می رفت.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم مهر 1386ساعت توسط توکل صالحی |

سه عكس،سه يادداشت!

 

يادداشت اول/

بي نظير بوتو پس از هشت سال به كشورش بازگشت.او برگشت كه كانديداي نخست وزيري پاكستان شود.اما ظاهرا مخالفان وي  استقبال خوبي از وي نكردند و بر اثر ترور نافرجام  او  بيش از صد نفر كشته شدند.

 

يادداشت دوم/

در جريان سفر پوتين به تهران بوش به شدت عصباني شده و گفته با پوتين صحبت مي كنم.در خبر ها آمده بود كه پوتين در ديدار رهبر انقلاب،پيشنهادات مهمي را به رهبري داده است اما اين پيشنهادات هنوز در جايي درز پيدا نكرده است.

 

يادداشت سوم/مجلس تركيه طرح حمله به عراق را تصويب كرده و تركيه در حال آماده شدن است.اكنون بايد ديد امريكا و انگليس  كه قرار بود حافظ امنيت و ثبات عراق باشند چگونه با اين موضوع برخورد مي كنند.

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مهر 1386ساعت توسط توکل صالحی |

یانگوم و آمیتا بچان در ایران

 

        در خبر ها خواندم که "یانگوم  و          آمیتا بچان" دو هنرپیشه سینما و تلویزیون کره و هند  به دعوت سازمان میراث فرهنگی به مدت یک هفته به ایران می آیند. یانگوم را نمی دانم کیست و حتی اسم اصلی او را نمی دانم ولی آنقدر  که تحقیق کردم فهمیدم  بازیگر سریالی است به نام جواهری در قصر که  از تلویزیون پخش می شود و اتفاقا بسیار هم طرفدار پیدا کرده است. لابد ما خیلی از قافله عقبیم که رسانه ملی را نگاه نمی کنیم  .دوستی می گفت بی شبهات به اوشین د رسریال سالهای درر از خانه   نیست و آمیتا بچان را هم که همه می شناسند.با خودم اندیشیدم این اقدام برای کشوری با پشتوانه غنی و تمدن کهن گذشته ما چه مقدار می تواند مضحک و خنده دار باشد .چه یانگوم و چه آمیتا بچان به راستی چه چذابیت هایی دارند که به دعوت آقای مشاییی معاون محترم رییس جمهور و ریس سازمان میراث فرهنگی به  ایران می آیند.با حسابی سرانگشتی مشخص می شود چه مقدار هزینه باید صرف شود تا این دو بزرگوار به کشور مابیایند و یک هفته بمانند و از تمام نقاط دینی هم دیدن کنند.آیا این هزینه را نمی شد صرف هنرمندان  شایسته این کشور کرد!؟آیا این هزینه را نمی توان صرف جلوگیری از تخریب روز افزون  میراث فرهنگی این کشور کرد!؟آیا این هزینه را نمی شود صرف هنرمندان از کار افتاده و مریض این کشور که به حال خود رها شده اند کرد!؟ در خبرها خواندم که پروین سلیمانی بازیگر قدیمی سینما و تلویزیون  در بیمارستان بستری است و  توان تامین هزینه بیمارستان خود را ندارد.آیا نمی شود این هزینه ها را صرف تئاتر و موسیقی این مملکت کرد؟ تئاتر در کشور ما در حال نابود شدن است .موسیقی اصیل این مملکت به حال خود رها شده است.بسیاری از هنرمدان پیشکسوت ما هنوز مستاجرند و....آمدن یانگوم و آمیتا بچان چه تاثیری می تواند بر فرهنگ و هنر ما باقی بگذارد.اصلا این دو شخصیت چه جنبه فرهنگی و هنری دارند که به ایران دعوت می شوند و سفیر چه پیامی  برای کشور ما و نسل جوان ما  هستند؟ لابد الگو های خوبی برای نسل جوان ما هستند!!و سئوال آخر اگر این اتفاق در دوران گذشته و نه در دولت نهم می اافتاد هما نهایی که امروز آماده پذیرایی از آنها هستند در رسانه هایشان چه می گفتند و چه می نوشتند!!!؟

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم مهر 1386ساعت توسط توکل صالحی |

گرانی،سهام عدالت و ،سفره های پر ازنفت

 

هنگامی که در سال گذشته  تعدادی از برجسته ترین اساتید اقتصاددان دانشگاه  با نوشتن نامه ای به رییس جمهور به وضعیت اقتصادی کشور اعتراض کرده و به  ارائه نظرات و راه حل  های خودبه منظور برون رفت از این وضعیت پیش آمده برای کشور  شدند، تنها عده معدودی فکر می کردند که اسفبار بودن اوضاع اقتصادی کشور واقعیت است و نه شایعه اگر چه با آن نامه چه برخورده ای غیر کارشناسی و سیاسی که نشد! اما  گرانی حالا دیگر از حالت  پدیده بودن خود !!! دارد پا  فراتر می گذارد و به یک واقعیت تلخ و غیر قابل تحمل می رسد.آستانه تحمل ها در شرف لبریز شدن است....اقصاد کشور  در ماههای اخیر با گرانی سرسام آور اجناس مواجه گردیده است.مردم هنگام خرید گلایه دارند....،مسئولین از وضعیت اظهار نگرانی می کنند......به راستی مسئولیت گرانی با کیست؟.....پاسخ به این سئوال شاید نتواند به کاهش قیمت اجناس کمک کند اما شاید بتوان با جستجوی آن تدبیری برای آینده اندیشید.

دامنه اعتراض به گرانی البته مراجع تقلید  و اقتصاددانان  و حتی برخی دولتمردان را نیز گرفت و حتی کار به آن جا رسید که تنی چند از مراجع  را وادار به تذکراتی به دولت مبنی بر اینکه توان مردم در اداره زندگی روزمره خود روز به روز سخت تر می شود،نمود.

گرانی امسال و ما های اخیر یک تفاوت عمده ای که با گرانی سال های گذشته دارد این است که کالا ها و اجناسی را که قرار بود در سبد حمایتی دولت قرار گیرند و معمولا گرانی بازار بر آنها تاثیر چندانی نداشت،رفته رفته گران و گرانتر شدند.از طرفی

همه این ها در حالیست که بر اساس نظر کارشناسان- که دولت فخیمه نیز آنها را قبول دارد- یک خانواده پنج نفری برای قرار نگرفتن در زیر خط فقر باید ماهیانه حداقل 400 هزار تومان دارآمد داشته باشد.

اما در این میان موضوع گرانی و افزایش تورم در سال های اخیر بیشترین صدمه و تاثیر خود را متوجه  قشر آسیب پذیر جامعه کرده است همان قشری که با وعده و وعید های مبنی بر واگذاری سهام عدالت و...دل خوش کرده بود و منتظر نتایج سود حاصله از فروش حیرت انگیز  نفت بر سر سفره های خود بود ،  اکنون به امید روز های خوش دستیابی به  سود حاصله از سهام!!؟ روز ها را طی می کند.

آنچه مهم به ظر می رسداین است که کنترل تورم  و گرانی مسئله ای نیست که یتوان با طرح تثبیت قیمت ها در مجلس یا مکانیزم های مقطعی از طرف دولت ،آن را کنترل کرد بلکه باید با مطالعه دقیق و متناسب با اقصاد کشور در را آن قدم برداشت.افزایش سرمایه گذاری،رفع موانع تولید،افزایش بودجه های عمرانی،برداشت حساب شده از ذخیره ارزی،افزایش  انتشار اوراق مشارکت از سوی بانک مرکزی  و کنترل نقدینگی و جبران کمبود عرضه صورت موضوعاتی است که می توان با اجرای آن گامی ولو به پیش برداشت. اما آیا همه این دلایل است!؟به راستی ریشه گرانی ها در کجاست؟

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت توسط توکل صالحی |

بد............ تر..............ین.......... مردمان

 

ابواالسعید ابوالخیر می گوید وحی آمد سوی موسی(ع) که پیروانت را برگو از بین خود بهترین کس را برگزینند.صد کس را برگزیدندوحی رسید از این صد کس بهترین را برگزینند.ده نفر را برگزیدند.وحی آمد که از بین شان سه تن را انتخاب کنید،کردند،.ندا رسید که از این سه کس یکی را که بهترین باشد انتخاب کنید.چنان کردند،وحی آمد که این یگانه را برگو تا بدترین خلق را برگزیند  و پیش تو آورد.آن یگانه مرد چهار روز مهلت طلبید تا بد ترین کس را برگزیند.پرسان و جویان و شتابان به هر شهر و دیاری سر زد و از هرکس پرسید که بدترین  فرد کجاست؟روز چهارم به کویی گذر کرد و مردی را یافت که به فساد و ناشایستگی مشهور بود و انواع فسق و فجور و ژولیدگی از ظاهرش نمایان بود.خواست او را ببرد ناگهان اندیشه ای در دلش آمد که من چگونه به ظاهر او حکم کنم در حالیکه از باطن  وی به درستی خبر ندارم شاید که بر خلاف ظاهرش او را نزد حضرت حق قدری و پایگاهی باشد به حرف و حدیث چند تن از مردمان که شاید بدخواه وی باشند ،خطی بر وی نتوان کشید و به این سبب که مرا بهترین خلق انتخاب کرد غره نتوان گشت چون هر چه کنم به گمان باشد نه به تحقیق و برهان ،بهتر آنکه این گمان در حق خویش برم .آنگاه دستار بر گردن بیانداخت  و چون اسیران نزد موسی(ع) باز آمد و گفت ای رسول خدا هر چه گشتم و کنکاش کردم هیچ کس را بدتر ار خویش ندیدم.پس وحی آمد سوی موسی(ع) که این همان بهترین بنده من است نه بدان سبب که طاعت او بیش از دیگران است بلکه بدان سبب که که در حق هم نوعان خود گمان بد نبرده است و خویش را بدتر از سایرین دانسته است.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم مهر 1386ساعت توسط توکل صالحی |

فرهنگ پرسمان

 

پرسش مندي ، از جمله ابزار معتبر و موثري است كه راه به پاسخ و يقين مي برد ونهادينه كردن اين رسم نكو ، به معناي دست گيري مخاطبان،براي رسيدن به سرمنزل مقصود در جاده ي تعليم و تربيت است.

هـم سـوال از علـم خيـزد هم جـواب       همچو خار و گل كه از خاك است و آب
براستي اگر ما بتوايم  فرزندانمان را به خلاقه ي پرسش مندي مجهز كنيم و به آن ها بياموزيم كه طرح پرسش ، كليد دستيابي به پاسخ هاي بزرگ است ،راه پر پيچ و خم آموختن را برايشان هموارتر كرديم . زيرا داشتن پرسش به واقع مجهز كردن ايشان به چراغي است كه مي تواند كوره راه هاي نادانستن را به كمك آن آسوده تر در نوردند.پرسش چراغي در دست است براي عبور از كوچه هاي تاريك ناداني تا رسيدن به صبح روشن دانايي. این اعتبار تا بدانجا رسیده است  که منزلت آدمی را به پرسش هایی که در دل و دیده اش موج می زند می دانند ،نه فقط پاسخ هایی که در ذهن دارد! و اینکه  که به نظر می آید، آدم پرسشمند قدری فراتر از آدم پاسخمند دارد !...

گوينده ي مقبول در واقع ، يك شنونده ي قابل است. به همين قياس، پرسش گر مقبول يك پاسخ دارنده ي قابل است. مولانا در ابياتي اين مقوله را اين گونه وا مي نمايد كه:
كودك اول چون بزايدشيرنوش            مدتي خامش بود او جمله گوش
مدتي  مي بايدش  لب  دوختن          ازسخن  تا   او   سخن   آموختن
ور نباشد گوش وتي تي مي كند       خويشتن  را  گنگ گيتي مي كند
كرِ اصلي كش نبد زآغاز گوش        لال باشد كي كند در نطق  جوش
زانكه  اول  سمع  بايد  نطق را       سوي  منطق   از  ره  سمع  اندر آ

بیستم مهر ماه روز بزرگداشت حافظ بر تمام حافظ دوستان خجسته باد
+ نوشته شده در جمعه بیستم مهر 1386ساعت توسط توکل صالحی |

  مديریت متزلزل!

 

آنچه بر داستان نصب و عزل استاندار خراسان شمالي رفته است، مي‌تواند يك مدل مناسب براي مطالعه شيوه برخي سياستگذاري‌ها در حوزه مديريت سياسي و اداري كشور باشد. داستان از آن قرار است كه پس از ماه‌ها فقدان استاندار در استان خراسان شمالي و طبيعتا طي شدن مراحل سياسي و اداري انتخاب استاندار جديد و تنها پس از دو روز از صدور حكم استاندار، وزارت كشور حكم ايشان را باطل و استاندار جديد منصوب شده را از كار بركنار نموده است.

چنين اقدامي در حوزه‌هاي ديگر سياسي و اداري نيز بارها و به وفور تكرار شده است. براي نمونه به بسياري از چنين مواردي مي‌توان در سابقه مديريتي دولت نهم اشاره كرد. فارغ از آثار اخلا‌قي و خردكننده‌‌اي كه اينگونه رفتارهاي ناصواب بر مديران بركنار شده و خانواده‌هايشان وارد مي‌كند، اثرات سوء آن بر بافت مديريتي كشور غيرقابل محاسبه است. ‌ دولت نهم دولتي است كه خود را وارث فرهنگ ناب اسلا‌مي مي‌داند و ما نيز اميدواريم كه چنين باشد، اما آيا متوليان اين دولت آن روايت حضرت رسول(ص) را نشنيده‌اند كه فرمودند: آبروي مومن از حرمت كعبه بالا‌تر است

از سوي ديگر انتصاب مديران در جمهوري اسلا‌مي تابع پروتكل‌ها و فيلترهاي متناوب و پيچيده‌اي است كه تا آن شرايط احراز نشود، هيچ كانديدايي فرصت مديريت نخواهد يافت. اين دقت براي انتخاب مديران عاليرتبه، افزون‌‌تر و عميق‌تر است. خاصه براي انتخاب استاندار مجموعه‌اي از نهادهاي سياسي، اداري و مذهبي نقش دارند، به اضافه اينكه رايزني‌هاي عمده‌اي با نمايندگان مجلس شوراي اسلا‌مي و نماينده محترم ولي‌فقيه در استان‌ها صورت مي‌پذيرد. در كنار آن، وزير كشور، استاندار برگزيده را به هيات دولت پيشنهاد ميكند و با تصويب هيات وزرا حكم استاندار صادر مي‌شود، حال سوال اين است كه آيا در اين مورد خاص، وزارت كشور به تمام تعهدات و مسووليت‌هاي اداري- سياسي خود عمل نموده است؟ آيا استاندار يادشده از تمام ويژگي‌هاي فني، اخلا‌قي و مديريتي برخوردار بوده است؟ اگر پاسخ مثبت است به چه دليل يا دلا‌يلي با اعتبار، آبرو و سابقه مديريتي چنين مديراني بازي مي‌شود؟ اين‌گونه رفتارها جز بي‌ثبات كردن حريم مديريتي مديران كشور، محافظه‌كار نمودن آنها در اجرا و بي‌اعتمادي در زنجيره تشكيلا‌تي كشور هيچ ثمر ديگري ندارد. اميد كه وزارت كشور به طور خاص و دولت نهم به صورت عام ضمن توضيح چرايي چنين اتفاقي، تلا‌ش نمايند تا ديگر شاهد چنين اقداماتي نباشيم.

 

منبع:اعتماد ملی

+ نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مهر 1386ساعت توسط توکل صالحی |

 

يك معارفه پر سر و صدا!

 

 

 چند سال پيش و هنگام شروع به كار مرمت و  بازسازي  ارگ بزرگ شيخ بهايي به مهندس ناصر نفري  شهردار فرهنگدوست وقت عرض كردم  اگر شما در تمام سال هاي بودنتان  به عنوان شهردار اين شهر بخواهيد  يك اقدام فرهنگي بكنيد و همين ارگ را بازسازي و فعال  كنيد كاري كرده ايد  كارستان  وحركت  ماندگار كه  بدن شك در تاريخ  اين شهر خواهد ماند.او البته ارگ را كه مخروبه اي بيش نبود  را  با كمك مهندسان و متخصصان خود به گونه اي زيبا مرمت و بازسازي و افتتاح كرد و در همان روز افتتاح آن هم  درحضور استاندار و ساير مسئولين  خبر از ايجاد ارگ به عنوان مركز گردشگري غرب استان داد ناصر نفري پيشينه فرهنگي شهري همانند نجف آباد  را مي شناخت او خود آدمي شاعرمسلك  بود و هم  آگاه بود كه مسائل فرهنگي يك جامعه زير بنايي ترين موضوعات يك جامعه است  و حتي پروژه هاي عمراني و ساختاري  شهر راهم از زاويه فرهنگ مي ديد و افتتاح و راه اندازي چندين كتابخانه عمومي بزرگ كه هر روزه ميزبان صدها نفر از فرزندان  تشنه و  جوياي علم  اين ديار است . گواهي است بر  اين ادعا.  او  توانست با همين حركتها و اقدامات جاي خود را در قلب اهل فرهنگ ادب وهنر اين ديار باز كند و... بگذريم.

 ايجاد پست معاونت فرهنگي در شهرداري   كه به نظر مي رسد   جاي آن تا كنون  در شهرداري خالي بوده است  و  انتخاب اميراحمد زندآور از سوي شهردار  جديد ، تنها نكته اي را   كه متوجه ذهن مي سازد اين است كه   محسن خندان شهردار جديد  با اين اقدام خود  مي خواهد دقت و عنايت بيشتر خود را به  حوزه فرهنگ در شهر ثابت كند و بگويد  به موضوعات و مسائل فرهنگي شهر علاقه و توجه ويژه خواهد داشت .اين حركت البته حركتي است ارزشمند و زيبا و اتفاقي است نيك و ميمون  هم از جهت ايجاد اين پست به خاطر آنكه ايجاد چنين سمت و پست در شهرداري مورد نياز به نظر مي زسيد با توجه به آنكه شهرداريها برابر قانون خود بايد بخشي از درآمد خود را در حوزه فرهنگي به مصرف برسانند كه البته اگر خواسته باشيم پا را از جاده اعتدال و انصاف بيرون نگذاريم اين  اتفاق- حداقل برخلاف عمده  شهرهاي مجاور- در چند سال اخير در شهرداري نجف آباد به وقوع پيوسته است و هم گماردن احمد زند آور به  اين سمت،زيرا احمد زند آور به اعتقاد نگارنده حداقل در ميان همكاران خود شايسته ترين گزينه براي اين پست بود او هم سابقه كار فرهنگي،مطبوعاتي دارد و هم اجرايي اين موضوع را از آن خاطر مي گويم كه من سال هاست جه از زماني كه ايشان  شهردار ناحيه ويلاشهر بود  و جه  در اميرآباد  با ايشان ارتباط نزديك دارم و مي دانم كه اهتمام  و نوجه اش به مسائل فرهنگي  همواره بيش از اختياراتش بوده است . در مراسم معارف او همه مسئولين شهرستان اعم از امام جمعه محترم ، نماينده مجلس،فرماندار و مسئولين ادارات و فرماندهان نظامي!!! شركت كردند كه به نظر مي رسد حاكي از اهميت موضوع است اگر چه در آن مراسم شهردار ناحيه امير آباد نيز معرفي شد در هر حال  اميد آن دارم  كه انتصاب او در اين پست بتواند به رونق حركت هاي فرهنگي در شهر بيانجامد.ايدون باد.

+ نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت توسط توکل صالحی |

آیا ابن ملجم که به خاطر قطام حضرت علی (ع ) را به شهادت رساند؟

اولا" از دیدگاه قرآن کسی که در راه خدا قدم بر دارد و در انجام عمل صالح خود خلوص نیت داشته و جز خداوند متعال قصد دیگری ندارد و تنها برای رضای خداوند نه مال یا مقام و... کاری را انجام دهد و کشته یا حتی بمیرد شهید محسوب می گردد, (حج / آیات 58 و 59 و نیز نگا: المیزان , علامه طباطبایی , ج 14, ص 399)

 ثانیا" فردی که در راه خدا جان را زنده نگه می دارد و جسم را می بازد تا جان زنده اش زنده تر و شکوفاتر گردد, همینکه نیتش خدا باشد در نایل شدن به مقام شهادت برای او کافی است , (آل عمران / 169, بقره / 154, نسائ / 74, توبه / 111 و...) و همینکه انگیزه ی قتل او مبارزه با حق و حق مداری و خدا و خدا پرستی باشد برای وصول به این فوز عظیم بس است , (بقره / 61, آل عمران / 21, 112 و..)

 از این رو, باید دید کشته شدن حضرت علی (ع ) چنین بود یا خیر؟ آن امام همام , خود محضر فنای در حق بود و از این رو تمام افعالش از خورد تا کلان فقط و فقط برای رضای خداوند بود و بس اما انگیزه ی قتل او چه بود؟ آیا کسانی که افرادی را مائمور به کشتن وی نمودند و در آن مجتمع کذایی دستور قتل او را صادر کردند, قصدشان و نیتشان غیر از مبارزه با عدالت و دین گرایی علی بود؟ پس هر دو مورد در باب شهادت علی (ع ) وجود داشت .

 اما ابن ملجم در این میان تنها نقش ابزاری داشت , نه بیش تر, به او دستور قتل علی (ع ) را داده بودند, در برابر رسیدن به قطام . اما این نقش ابزاری مانع تحقق اطلاق شهادت بر علی (ع ) می شود؟ خیر. زیرا, باید دید اصلا" انگیزه ی قتل علی و به خدمت گرفتن ابن ملجم برای این امر چه بود؟ برای مبارزه با حق و عناد ورزی با دین . بله اگر ابن ملجم شخصا" بدون آن که کسی به او دستور دهد برای دست یابی به قطام حضرت را می کشت می توانستیم بگوییم وی به جهت عناد با حق چنین نکرده است ؟ (هرچند بنابر آیات قرآن همینکه انسانی در راه خدا کشته شود, شهید محسوب می گردد و انگیزه ی قاتل در آن نقشی ندارد و از این رو, در این صورت هم باز می توانستیم حضرت علی (ع ) را شهید بدانیم ) اما ابن ملجم تنها ابزاری بود برای تحقق قتل و در بررسی یک قتل باید دید که عامل اصلی قتل و انگیزه ی حقیقی که پشت آن بوده , چیست , هر چند مسبب و عامل مباشری ابن ملجم است ولی باید دید عامل اصلی که او را برای این امر اجیر و او را در برابر رسیدن به قطام تحریک کرد چه انگیزه ای داشت ؟

بنابراین اسناد معتبر تاریخی عاملان اصلی و حتی خود قطام تنها برای عنادورزی با حق و مخالفت با دین و عدالت علی (ع ) ابن ملجم را وادار کردند که حضرت را به قتل رساند. اگر قرار باشد که تنها به انگیزه ی عامل مباشری در این رویداد نگریست باید بگوییم مجاهدانی که در راه خدا در رکاب حضرت رسول (ص ) به میدان جنگ رفتند, شهید محسوب نمی گردند و حال آن که خداوند متعال آن ها را در آیات گوناگون دارای مقام ویژه و خاصی دانسته و از قرار گرفتن آن ها در جایگاه مخصوصی خبر داده است , (المیزان , ج 4, ص 60) - شهید نیستند, چون بسیاری از افرادی که در برابر رسول خدا(ص ) ایستادند به جهت رسیدن به مطامع دنیوی و قبایلی دست یابی به غنائم به جنگ رسول خدا و یارانش رفتند, (در این باب نگا: قیام امام حسین (ع ), دکتر شهیدی , دفتر نشر فرهنگ اسلامی ). ولی ما آن ها را شهید می دانیم زیرا اولا" آن ها برای رضای خدا در معیت پیامبر اسلام (ص ) می جنگیدند و همین مقدار برای نیل به شهادت کافی بود, ثانیا" انگیزه ی جنگ افروزی و قتال یاران حضرت محمد(ص ) که از سوی سردمداران مکه طراحی شده بود, عنادورزی با حق و دین خدا بود هر چند در تحقق این پندار شوم خود عده ای را اجیر و تطمیع دنیوی کرده و آن ها را به صورت مباشری به کارزار فرستادند

+ نوشته شده در چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت توسط توکل صالحی |