عاشوراي حسيني و رييس جمهور
رييس جمهور گفته متولي اصلي پاسداشت عاشورا مردم هستند!! يك نكته بديع و تازه كه لابد تا به حال به ذهن هيچ كسي خطور نكرده است و ايشان كشف كرده اند!واقع قضيه اين است نكته اي كه آقاي احمدي نژاد گفته نه چيز تازه اي و هم به اعتقاد حقير نه شايسته كسي در شان رييس جمهور است كه چنين حرفي بر زبان بياورد چرا كه مثل روز روشن است كه تنها مقوله اي كه از دير باز زنده و پا بر جا مانده و هيچ حكومتي هم نتواسته در آن خللي بوجود آورد اعتقاد ات مذهبي مردم اين ديار است به عبارتي اين مردم مي توانند بدون غذا زندگي كنند ولي بدون اعتقادات مذهبي به هيچ وجه، از طرفي موضوع عاشورا بر هيچ كس پوشيده نيست كه در اعماق دل و جان و روح مردم ريشه دارد و امروز اديان ديگر به تكريم حماسه فرزند زهرا (س) مي نشينند. به صراحت عرض مي كنم ما مناسبت هاي زيادي در طول سال داريم. روز قدس،بيست و بهمن و... ولي حضور مردم در اين گونه مراسم و واقعه اي مثل تاسوعا و عاشوراي حسيني اصلا قابل قياس نيست. آقاي رييس جمهور راست گفته اند متولي واقعي عاشورا مردم هستند ولي اين موضوع، مسئله ناشكفته اي نبود.
آقاي رييس جمهور يادتان هست!؟
سه سال پیش یعنی در سال 1383 در همین روزها و ایام بارانی تند در تهران باریدن گرفت. آن روز کذایی، سید محمد خاتمی رئیسجمهور وقت میهمان همایشی در دانشگاه تهران بود که البته به دلیل ترافیک ناشی از بارندگی حدود یک ساعتی دیرتر از موعد مقرر به مراسم رسید. رئیسجمهور سابق به مجرد آغاز سخنان خود، با همان ادبیات ملایم و معروفش به گلایه از ساختارهای شهری پرداخت و از این نکته ابراز تاسف کرد که باریدن چند قطره باران، این گونه امور کلانشهر تهران را مختل میکند، ترافیکی سنگین را بر خیابانها حاکم میسازد و سیلابها و زبالهها را به درون کوچهها و معابر میکشاند.
آن انتقاد خاتمی البته با واکنش تند، بیسابقه و دور از انتظار شهردار وقت تهران که اکنون بر مسند ریاستجمهوری تکیه زده است، یعنی جناب آقای احمدینژاد مواجه شد. دکتر احمدینژاد با عباراتی که اکنون دیگر برای مردم داخل و حتی خارج از ایران شناخته شده است، دولت را مسئول این وضعیت دانست و به خاتمی طعنه زد که احتمالاً این بار از خط ویژه تردد نکرده و «تازه» متوجه معضل ترافیک شده است. دکتر احمدینژاد همچنین از این که رئیسجمهور وقت «انقدر دیر متوجه معضل ترافیک شدهاند» ابراز تعجب کرد و به خاتمی توصیه کرد که در چند ماه مانده به پایان دوره ریاست جمهوریاش، از فرصت باقیمانده استفاده کند و گامی در جهت حل مشکلات مردم بردارد...
نمونهای دیگر از این انتقادات، تصمیم دولت پیشین برای تعطیلی 3 روزه مدارس و ادارات پس از موج سرمای سال 1383 بود. آن هنگام؛ موج بیسابقه سرما و افت فشار گاز در مناطق سردسیر که به قطعی گاز در برخی شهرستانهای ایران انجامید و همچنین تشدید آلودگی هوا به دلیل پدیده وارونگی، باعث شد تا دولت وقت مدارس، دانشگاهها و ادارات دولتی در تهران را برای 3 روز تعطیل کند. هدف اصلی از این تصمیم، صرفهجویی در مصرف گاز بود تا مشکلات ناشی از افت فشار و قطعی گاز در برخی مناطق ایران مرتفع گردد. با این حال، چند تن از منتقدان دولت وقت از جمله یکی از مسئولان شهرداری تهران که اکنون در عالیترین مسندهای اجرایی دولت نهم تکیه زدهاند؛ دولت خاتمی را به باد انتقاد گرفتند که «ناکارآمد» است و «عُرضه» رساندن گاز به خانههای مردم آن هم در کشوری که دومین ذخایر گاز در جهان را داراست، ندارد. یکی از نمایندگان محترم مجلس که اکنون از حامیان سرشناس دولت است نیز به گلایه و اعتراض پرداخت که تعطیلی ادارات و مدارس اقدامی «اشتباه» بوده و باعث آسیب زدن به دانشآموزان و اقتصاد کشور شده است.
سه سال پس از این وقایع، بار دیگر سرمایی بیسابقه به ایران رسید. با آن که خدمات شهرداری تهران در سرمای امسال به عیان بهتر و منظمتر از سالهای پیشین بود، بار دیگر باریدن باران باعث ترافیکی سرسامآور در پایتخت شد و افت فشار گاز، باعث گشت که گاز برخی از شهرستانها قطع شود. تعلیق صدور گاز ترکمنستان به ایران نیز البته بر شوری ماجرا افزود و باعث گشت که ابعاد قطعی گاز به مراتب وسیعتر از سال 83 گردد. در نهایت، دولت نهم نیز همانند دولت هشتم برای دو روز تمامی مدارس، دانشگاهها و ادارات در تهران و چند استان دیگر را تعطیل اعلام کرد.
البته، هیچ کس رئیسجمهور فعلی را به باد انتقاد نگرفت و هیچ کس دولت نهم را «بیعرضه» نخواند. هیچ کس سعی نکرد از «سرمای» خانههای مردم در برخی شهرستانها، تنور خود در انتخابات مجلس را «گرم» کند و هیچ کس قطع گاز در برخی نقاط یا در راه ماندن مسافران زیر کولاک را بر سر دستگاههای مسئول که شبانهروز برای حل مشکلات تلاش میکردند، نکوبید.
اما جناب آقای رئیسجمهور، حرفهای 3 سال پیش که یادتان هست؟ اگر رئیسجمهور سابق 5 ماه وقت داشت تا توصیههای شما را عمل کند، شما حداقل 2 سال وقت دارید. بگذریم از این که رئیسجمهور سابق در مقابل شهرداری تهران و سایر دستگاههای خارج از کنترل دولت مقاومتی نشان نمیداد اما دولت حضرتعالی در موارد بسیاری شهرداری تهران و مشخصاً متروی تهران را از چتر حمایتی خود خاج کرده و حتی از پرداخت بودجههای مصوب و یارانههای مصوب مجلس شورای اسلامی نیز استنکاف کرده است. این را هم بگذریم که دولتهای پیشین چه دولتهاشمی و چه دولت خاتمی هیچگاه منتقدان خود را با انواع و اقسام اتهامات و فشارها از میدان به در نمیکردند اما مقامات ارشد فعلی منتقدان را «کودتاچی»، «عامل بیگانه»، «جاسوس» و... میخوانند. حتی اجازه بدهید انکار تمام دستاوردهای دولتهای هاشمی و خاتمی و «بیسابقه» خواندن هر تصمیم ساده در دولت نهم را نیز نادیده بگیریم.
اما حرفهای سه سال پیش که یادتان هست؟ هنوز دو سال وقت دارید.
منبع: پايگاه خبری شهاب
يزدانشهر قرباني سياست هاي غلط شوراي شهر مي شود!؟
ديروز شهردار يزدانشهر معرفي شد.در مدت هشت ماهي كه از فعاليت شوراي سوم شهر مي گذارد چهار شهردار در شهر يزدانشهر عزل و نصب شده اند .پس از خداحافظي خان محمدي شهردار اسبق ناحيه يزدانشهر كه مدت چهار سال شهرداري اين ناحيه را به عهده داشت، شهاب گزين زاده كه در ائتلاف سلام همشهري نتوانست به همراه دوستان خود وارد شوراي شهر شود از سوي شوراي شهر و با نظر مساعد مسئولين شهرستان به عنوان شهردار يزدانشهر انتخاب شد.گزين زاده تنها چهار ماه توانست سكانداري شهرداري يزدانشهر را بر عهده داشته باشد اختلاف نظر او با شوراي شهر باعث شد تا او دوام نياورد و ناگزير به استعفا شد اگر چه اين استعفا دلايل ديگري داشت اما عمده دليل استعفاي او اختلاف نظر با شوراي شهر بود. پس از گزين زاده محمد مغزي كه رياست اتوبوسراني نجف آباد را به عهده داشت به عنوان سرپرست شهرداري يزدانشهر انتخاب شد. مغزي پيش از آن تجربه شهرداري ناحيه اميرآباد را با خود داشت.روز گذشته در مراسمي سرد و رسمي عظيمي به عنوان شهردار ناحيه يزدانشهر معرفي شد از سوابق مديريتي او اطلاع چنداني در دست نيست اما اينكه او تا چه زماني در اين پست بماند معلوم نيست و اينكه دوستان شورا تا كي وي را تحمل كنند بر هيجكس مشخص نيست اما در آن سوي اين عزل و نصب هاي پي در پي آنچه مشخص و هويداست قرباني شدن مردم مظلوم اين شهر همانند گذشته است. اكنون يزدانشهر شهري با جمعيت بالاي هفتاد هزار نفر به ميدانگاهي براي تجربه اندوزي نيروهاي تازه وارد شهرداري گرديده است تا پس از چند ماه یا چند سال در پست هاي بالاتر!!! به كار گرفته شوند.
برف وگلستان و پروین اعتصامی
پروین اعتصامی شاعر بزرگ کشورمان قصیده ای دارد با مضمون گفتگوی گلستان و برف که با این ابیات شروع می شود:
سه ماه دی گلستان گفت با برف
که ما را چند حیران می گذاری
بسی باریده ای بر گلشن و زاغ
چه خواهد بود گر زین پس نباری؟
دیدم بی مناسبت نیست اگر امروز یادی کرده باشم از این زن فرزانه و هم با اجازه ایشان در شعرشان دستی ببرم و بیت آخر را به این شکل بازنویسی کنم:
چه خواهد بود گر زین پس بباری؟
بر خلاف سال پیش امسال تا امروز که نیمه اول دی ماه را پشت سر می گذرانیم ،زمین تشنه، منتظر بارش رحمت الهی است و صد البته هر چه مصلحت است.
خبرگزاري فارس و مرعشي كرماني
خبرگزاری فارس مصاحبه ای با حسین مرعشی کرده و نظر او را به صورت اجمال پیرامون برخی چهره های سیاسی پرسیده که خواندنش خالی از لطف نیست. حسین مرعشی کرمانی الاصل از نزدیکان آقای هاشمی رفسنجانیُ عضو ارشد حزب کارگزارن و نماینده مجلس پنجم و ششم بود پس از آن رییس سازمان میراث فرهنگی در دور دوم ریاست جمهوری آقای خاتمی شد.
حداد عادل:آدمي نجيب
-علي لاريجاني: هواي تازه
- ناطق نوري: سمبل مردانگي
-خاتمي: نجابت و اخلاق
- هاشميرفسنجاني: سياست و شجاعت
- حسين شريعتمداري: پاسبان بد اخلاق دفاع از ارزشها
. رحیم مشایی :جانشين خودم است چيزي نميگويم
- حسن حبيبي: وقار و متانت و هوش
- فائزه هاشمي: زني شجاع
- ميردامادي : مردي قد كوتاه
- سیاست پیشه محمدرضا خاتمي : پزشكي
- بهزاد نبوي: جوان قديمي
- مهدي كروبي: شيخ اصلاحات
- تاجزاده : كسي كه ما را به 1/1/58 برگرداند
- غلامحسين كرباسچي: شهردارنوآور
احمدينژاد: معجزه هزار سوم و چهارم چون در هزاره چهارم هم مانند او به وجود نخواهد آمد.
-غلامحسين الهام: كسي كه خدا چيزي به او الهام نكرده
- فاطمه رجبي: فرزند ناخلف پدر
- حسن روحاني: مدير لايق و قدري متكبر
-: قالیباف:پليس 110
- محسنياژهاي: چيزي به ذهنم نميآيد
- قاضی مرتضوی :دادستان است جرات نميكنم چيزي بگويم
- محمدهاشمي: كارگزار اصولگرا
- مهاجراني :معاون پارلماني موفق
- احمد جنتي: هم قد احمدينژاد.
به اصفهان رو که تا بنگری بهشت ثانی...
پنجمین دوره جایزه ادبی اصفهان هفته پیش به کار خود پایان داد . از عمر جایزه ادبی اصفهان چهار سال یا چهار دوره می گذرد و این جایزه رفته رفته رفته جایگاه خود را در میان جشنواره های حرفه ای ادبی کشور پیدا کرده است . اصفهان به اعتقاد من خاستگاه ادبیات ایران است و هم ادبیات فارسی و وجود چهره های ماندگار و تاثیر گذار و سبک ساز گواه این ادعاست. روزگاری مکتب ادبی اصفهان مکتبی جریان ساز در ادبیات بود. برگزاری جشنواره های ادبی در اصفهان سابقه طولانی دارد چه در آن زمانی که همایش فصلی ادبیات هر فصل با حضور شعرا و نویسندگان کشورمان در این شهر برگزار می شد و...چه همین جایزه ادبی.
اما پیرامون چگونگی کیفیت برگزاری جایزه ادبی در سال جاری و هم نحوه اطلاع رسانی آن نکاتی به ذهن می رسد که شاید برای دست اندرکاران این جایز در سال آتی لازم آید اگر چه با سیاست های ناپایدار مدیریت در کل کشور و به تبع آن در حوزه فرهنگی معلوم نیست این جشنواره را سال آینده چه کسی یا کسانی برگزار خواهند نمود! امسال بر خلاف سال های قبل گردانندگان این جایزه ترجیح دادند در کمال سکوت این برنامه را برگزار کنند .اگر چه این جایزه در سطح کشوری برگزار می گردد اما امسال خبری از حضور نویسند گان مطرح کشور در این رویداد ادبی نبود ظاهرا سرنوشت مختوم همه جشنواره و جایزه های ادبی همین است. اطلاع رسانی بسیار ضعیف بود به گونه ای که حتی نویسند گان استانی هم امسال کمتر در این برنامه حضور داشتند. اصفهان مهد فرهنگ و هنر است و همانگونه که گفتم در برگزاری جشنواره های فرهنگی هنری سابقه دیرینه دارد . شایسته است از افراد توانمند و با تجربه در برگزاری این گونه برنامه ها استفاده شود تا دوباره شاهد شکوفایی جایزه ادبی اصفهان و همایش ها و رویداد های فرهنگی و هنری باشیم. ایدون باد.
ماجرای زمین های غرب شهر
آزاد سازی بخشی از زمین های غرب شهر و ماجرای تملک آن توسط عده ای از اهالی روستای صالح اباد از موضاعاتی بود که در هفته پیش نقل مجالس بود.از اهم مشکلات شهرستان نجف آباد که همگان به آن اذعان دارند کمبود زمین جهت ساخت مسکن بوده و هست و این شهرستان را از این حیث شاید بتوان یکی از فشرده ترین و متمرکز ترین شهر ها با جمعیت بالا دانست.به عنوان مثال شهرستان تیران و کرون با جمعتی در حدود 70000 هزار نفر بالغ بر 1600 کیلومتر مربع وسعت دارد و نجف آباد با جمعیت 250000 نفری خود فقط 2800 کیلومتر مربع وسعت دارد. شکی در این نیست که کمبود مسکن در آینده و حتی هم اکنون مهمتریم معضل این شهر مهاجر پذیر بوده و هست. اما
مطلبی که پیرامون این موضوع به ذهن می رسد این است که اگر مالکان این زمین ها مشخص بوده چرا شهرداری مرکز بدون استعلام و تحقیق و با صرف هزینه های زیاد اقدام به آزاد سازی آنها می کند .
موضوع دوم اینکه اگر این زمین ها قابلیت ساخت و ساز دارندچرا شهرداری با خریدن این زمین ها رضایت صاحبان آن ها را بدست نمی آورد تا با واگذاری شان به اقشار فاقد مسکن کمکی به حل معضل مسکن در شهر کند.
کاش شورای محترم شهر وقت خود را که صرف جلسات بی حاصل می نماید مقداری از آن را صرف این موضوع می نمود.
سفر مشهد و ترو بی نظیر بوتو
از 12 امامی که شیعیان جهان دارند و من معتقدم هر کدام می تواند الگویی کامل و تمام برای نجات زندگی بشر امروز باشند، هشتمین شان در کشور ما به قول اعراب غریب مانده است.یک هفته ای توفیق نصیب شد و به زیارت این امام همام رفتم به عینه دریافتم و البته دفعات پیشین هم به این نکته رسیده بودم که این ادعا در مورد غریب بودن امام رضا-ع- در کشور ما نمی تواند واقعیت داشته باشد به خاطر آنکه شما در بیست و جهار ساعت هر روز هر ماه و هر فصل و هر سال هیچگاه نمی توانید بارگاه ملکوتی این امام را خالی از سیل جمعیت مشتاق ببینید.غریب بودن یعنی چه!؟ چند سال پیش و همان ایامی که امریکا به طرفه العینی صدام حسین را کان لم یکن کرد، فرصتی فراهم شد تا به لطف دوستی و دور از چشم سربازان امریکایی به کشور عراق و یا به فرموده استاد باستانی پاریزی به عتبات سفر کنم و به زیار ائمه بزرگ شیعیان بشتابم به جرات می توانم بگویم به غیر از مرقد مطهر حضرت امام حسین و هم حضرت علی- علیهما سلام- مابقی مرقد های پاک ائمه ما که هر کدام در جای جای سرزمین پهناور عراق پخش گردیده اند ، خالی از زائر بود و آدمی به راحتی می توانست خود را ساعت ها به ضریح آن حضرت چسبانده، فاتحه بخواند و زیارت کند . البته شاید گفته شود در آن سال ها ترس و رعب از وضعیت جنگی عراق باعث این موضوع بود اما نه، حتی پس از آن سال ها و همین الان هم به جرات می توان گفت که علاقه و دلبستگی که مردم ایران به ائمه دارند و نمونه آن را می توان در مشهدالرضا مشاهده کرد، در هیچ جای عراق نیست.بنابراین من تصور می کنم امام رضا ع در ایران غریب نیست او در میان خیل طرفداران شیفته اش است و همین امروز یک فرد باید حتما توانمند و قوی هیکل و کشتی گیر باشد تا بتواند دست خود را به ضریح امام برساند.
اما در هتل از تلویزیون شنیدم بی نظیر بوتو نخست وزیر پیشین پاکستان در جریان تروری در گذشته است.عمیقا متاسف شدم بی نظیر بوتو پس از غیبت ده ساله خود دوباره به پاکستان برگشته بود که نامزد کاندیداتوری نخست وزیری این کشور شود .او رهبری حزب مردم، فراگیرترین جزب پاکستان را به عهده داشت . یک زن به تمام معنا فعال و پر انرژی و به دنبال ایجاد دموکراسی .من معتقدم بی نظیر بوتو اوج آمال و آرزوی مردم یک کشور بود و متاسفانه ترور او نشان داد دموکراسی در همه جای جهان موضوعی پر هزینه است. عمده سران کشور ها ترور او را محکوم کردند و مرگ او بدون شک تاثیر زیادی بر مناسبات سیاسی پاکستان خواهد گذاشت و و ضعیت امروز پاکستان می تواند نشان دهند این موضوع باشد.
انتخابات هشتم 1
علی رغم افزایش سرما در روزهای اخیر ،اخبار و بازار انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی داغ و داغ تر می شود اگر چه تا کنون خبری نبوده اما به نظر می رسد با فرار سیدن هشتم دی ماه ، کلید انتخابات به صورت رسمی زده شود.در باب عملکرد مجلس هفتم که این روز ها آخرین نفس های خود را می کشد اظهار نظر های زیادی شده است هم در موضوع کارایی این مجلس و هم مسائل دیگر. از جمله محسن رضایی که این روز ها قرار است جعبه سیاه جنگ را بالاخره بگشاید! راجع به مجلس هفتم گفته: مجلس هفتم در دو سال اول خود خوب عملکرد ولی پس از آن سیر نزولی قهقرایی داشته است و صادق زیبا کلام پژوهشگر سیاسی هم معتقد است مجلس هفتم فاقد اندیشه و بنیه علمی و تخصصی بود و... از طرفی با توجه به همسو بودن مجلس هفتم با دولت نهم و عملکرد نامطلوب دو قوه به ویژه در حوزه اقتصاد و وضعیت معیشی نامناسب مردم و همچنین رشد روز افزون تورم و گرانی ،همانگونه که یکی از نمایندگان فعلی –شجاع پوریان- گفته با این عملکرد هیچ کدام از نمایندگان فعلی در دور هشتم رای نخواهند آورد.با این حال ائتلاف ها در دو جناح حاکم به سرعت در حال شکل گیری است اگر چه شنیده ها حاکی از وجود اختلاف در اردوگاه اصولگرایان است، اما اصلاح طلبان به اجماع کلی رسیده اند و اینکه کدام گروه برنده میدان باشد ،نا معلوم است زیرا ذائقه ملت ما تا دقیق نود نامشخص است.
یلدای خوب ،یلدی کهن،یلدای ماندگار
دیروز نتوانستم این وبلاگ را به روز کنم مطلبی هم که امروز نوشته ام شاید تا حدودی کهنه باشد ولی...
تصور من این است که فلسفه وجودی یلدا را فقط می توان در فرهنگ و تمدن کهن ایرانی جستجو کرد و نه غیر از این،این را آز آن خاطر می گویم که اگر فلسفه یلدا گردهم نشینی و دیدن و شب نشینی باشد این موضوع فقط به فرهنگ و تمدن کهن ایرانی بر می گردد.یلدا میراث فرهنگی، معنوی ماست و درست آیینه رفتار ما ایرانیان است. متاسفانه پس از ورد اعراب به کشور ما و اختلاط فرهنگی که پیش آمد رفته رفته توجه به مناسبت های ملی کمتر شد. اگر چه موضوع یلدا درست هم سو با قوانین صریحه اسلام که صله رحم و دیداربا اقوام و نزدیکان را توصیه کرده است، می باشد اما بی توجهی به این گونه مناسبت های ملی و بر عکس آن توجه افراطی به مناسبت های مذهبی گاها باعث بوجود آمدن پدیدارهای ناهنجار در جامعه می شود که شایسته فرهنگ و تمدن کهن ملت ما نیست.پاس داشتن یلدا پاس داشتن یک شب نیست پاس داشت یک فرهنگ است یک تمدن کهن و غنی و ماندگار که از دست آشوب های مکرر تاریخ مصون مانده و می ماند و آنچه ماندگار است جوهره دارد . فرهنگ ایرانی که کژی بر نمی تابد.