تبليغاتX
صبح نجف آباد

توهین به نوه ی امام (ره)

 

در میان سیل خبر های داغ این روز ها که پیرامون انتخابات و بویژه  تایید مجدد! صلاحیت ها به گوش می رسد برخی اخبار نگران کننده هم هست که گاهی دل آدمی را به درد می آورد.

توهین به سید حسن خمینی و بیت امام خمینی( ره) از آن دست خبر هایی بود که این روز ها تیتر اکثر رسانه های هر دو جناح  است. بازتاب این  توهین البته صدای خیلی ها را درآورد و خوشبختانه همگان از جناح های مختلف و چهره های برجسته  نظام  این حرکت زشت را محکوم کردند که نشانگر یک مهم است و آن اینکه هر دو جناح حداقل در برخی مسائل ریشه ای  می توانند اختلافات نظری خود را کنار بگذارند و ...

چه آن روزی که مقام معظم رهبری  حضرت آیت الله خامنه ای در سخنرانی ای خود   فرمود ، این انقلاب بی نام خمینی در هیچ کجای جهان شناخته شده نیست و چه همه اتفاقات  و حوادث کوران انقلاب  ،یک مسئله را برای همگان آشکار می کند که این انقلاب این نظام  مدیون امام خمینی  رضوان الله تعالی علیه  است   و جای جای تاریخ این انقلاب با نام هم او زینت بسته است. کسانی که تاریخ معاصر را یا حداقل تاریخ انقلاب های یکصد ساله اخیر را مطالعه کرده اند خوب می  توانند تفاوت های ماهوی انقلاب خمینی را با سایر انقلاب ها درک کنند . یک نکته و هدف در همه آن انقلاب ها مستتر بود و آن  این بود که عمده کسانی که به دنبال آن انقلاب ها بودند به دنبال پست و مقام وجا و مکان و شهرت  بودند  اما امام هدفی غیر از این داشت. امام که به دنبال پست و مقام نبود.مگر نه اینکه خودش گفته بود به من خدمتگذار بگویید بهتر است تا رهبر. دقت کنید چه کرامت نفسی  داشت این مرد.  سید  مصطفی خمینی  فرزند دلبندش  را که کشتند و حتی نزدیکترین  یارانش  را  که  او  را نامید کنند از ادامه انقلاب و...اما در اعتقادش راسخ تر شد و...

 موضوع امام موضوعی نیست که بشود  در یک صفحه یا چند صفحه نوشت چندین و چند کتاب و زمان طولانی  لازم است .دایره المعارف معروف  بریتانیکا یکی از معتبرترین دایره المعارف های  دنیا  امام را یکی از شخصیت های بزرگ جهان در عصر معاصر دانسته .امام تمام زندگی و جان خود را در راه انقلاب گذاشته بود. ترسی هم از مرگ نداشت. همان روز اول ورود خود به کشور  سوار بر یک اتومبیل عادی در آن شرایط ترور و کشت و کشتار و وحشت  در خیابان های تهران راه افتاد  و به عیادت  مجروحین انقلاب  به بیمارستان  رفت.

توهین به این خانواده به اعتقاد من توهین به نظام است توهین به یک جریان است توهین به شعور یک ملت است. توهین به ملیون ها نفر شیفته این خانواده  است. مگر می شود برخی ارزش ها را نادیده گرفت. امام یک ارزش بود، امام یک استثناء بود.

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم بهمن 1386ساعت توسط توکل صالحی |

 

 

جمعه ساکت،جمعه متروک

جمعه چون کوچه های غم انگیز

جمعه اندیشه های تنبل بیمار

جمعه خمیازه های موذی کشدار

جمعه بی انتظار،جمعه نسلیم

خانه خالی،خانه دلگیر

خانه در بسته بر هجوم  جوانی

خانه تاریک و تصور خورشید

خانه خالی و تفال خورشید

خانه، پرده ،کتاب،گنجه، تصاویر

آه چه آرام و پر غرور گذر داشت

زندگی من چو جویبار غریبی

در دل این جمعه های متروک

در دل این خانه های خالی دلگیر

 

                                                                               فروغ فرخزاد

+ نوشته شده در جمعه بیست و ششم بهمن 1386ساعت توسط توکل صالحی |

سخني با آقاي خندان شهردار محترم نجف آباد

 

 

سخنراني آقاي خندان شهردار محترم نجف آباد  در جمع مردم يزدانشهر و اعلام اين نكته كه نمي دانم منظور از كلمه محروم براي يزدانشهر چيست  ناخود آگاه مرا ياد سخنان آقاي الهام سخنگوي دولت  چندي پيش انداخت كه گفت نمي دانم منظور از تورم چيست!؟ و گفته بود مگر ما  در مملكت تورم داريم؟ امروز آقاي خندان در صحبت هايشان گفتند كه نمي دانند منظور از به كار بردن كلمه  محروم براي  يزدانشهر چيست!؟ من مي خواهم بدون هيچ قصد و غرضي  به آقاي شهردار  بگويم كه يزدانشهر محروم است آقاي خندان زيرا با جمعيتي بالاي هفتاد هزار نفر يك شهردار مستقل ندارد. به حواشي يزدانشهر مستقل كاري ندارم اما هفتاد هزار نفر جمعيت در هر كجاي دنيا كه باشد آقاي خندان حتما به يك شهردار مستقل با امكانات وسيع نياز دارد. يزدانشهر محروم است آقاي خندان چون با جمعيت بالاي هفتاد هزار نفر فاقد حداقل امكانات بهداشتي است. يزدانشهر محروم است آقاي شهردار چون فاقد حداقل امكانات تفريحي است.يزدانشهر محروم است  چون فاقد حداقل امكانات اداري و خدماتي است. يزدانشهر محروم است زيرا   منازل مسكوني آن فاقد اسناد قانوني  است.آقاي خندان يزدانشهر محروم است چون براي ساكنان آن  فقط يك خوابگاه است. يزدانشهر محروم است چون از تمام دواير دولتي متمركز در مركز شهرستان فاقد حداقل يكي از آنهاست. محروم است چون بانك ندارد.  چون حمل و نقل عمومي آن ضعيف است. محروم است چون نسل جوان و نوجوان آن به سبب نداشتن امكانات تفريحي و ورزشي و فرهنگي  سرگردان خيابا ن هاست. آقاي شهردار يزدانشهر محروم است چون  ...!!!

 آقاي خندان حضرتعالي مسئول اين محروميت ها نيستيد و اين مسائل ريشه در تاريخ اين شهر دارد .اما اعتقادم اين است كه يك مسئول بايد مواظب گفته هايش باشد .حقير هم مثل شما در جايي مسئوليتي دارم .من معتقدم آقاي خندان همه  ما در برابر گفته هايمان مسئوليم به ويژه من و  شما كه مسئوليم و هر حرفي كه مي زنيم حتما بايد با تعمق و تامل همراه باشد. مگر نه اينكه مولاي متقيان علي(ع) مي فرمايد سخن تا ناگفته باشد در بند تو است و چون گفته شود...

تعريف حضرتعالي از محروميت چيست؟ به نظر شما نبود  حداقل امكانات تفريحي محروميت نيست؟ شما به عنوان شهردار اين شهر چند تا پارك مهم در اين شهر نام ببريد؟ چند تا نه يك سالن اجتماعات به ما معرفي كنيد ؟ بفرماييد هفتاد هزار جمعيت يك داروخانه شبانه روزي نمي خواهد!؟ توصيه مي كنم يك روز توي يزدانشهر برويد  يكي از قبوض تان  را پرداخت كنيد.

جناب آقاي خندان من در شهري خدمت مي كنم در همين نزديكي هاي شما،اين شهر  چهار هزار جمعيت دارد. باور كنيد به تعداد سرانه هر فرد شايد جند شغل وجود دارد. اين شهر شهردار و شوراي  مستقل دارد.اين شهر داراي بزرگترين سالن هاي ورزشي  و تفريحي است حتي  بيشتر از درخواست مردم. اين شهر مكان  فرهنگي دارد و...آخرالدعانا الحمدالله الرحمن الرحيم.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت توسط توکل صالحی |

 

سرگذشت آنا آخماتووا

انتشارات مازیار اخیرا کتابی منتشر کرده است به نام سرگذشت آنا آخماتووا. آنا آخماتووا نام آشنایی در ادبیات ماست خوانندگان ایرانی علاقه مند  آثار ادبی دنیا به خوبی او را می شناسند .یکی از برجسته ترین شاعران روسی در زمانی که کمونیست در شوروی یکه تازی می کردند. این شاعر در آن زمان مورد غصب کمونیست ها بود . سرگذشت او به اعتقاد من بخش مهمی از تاریخ مصیبت بار روسیه است .او چه در آن زمان که فرزندش گرفتا زندان استالین بود و چه پس از آن همیشه با ترس و هراس شعر گفت. شعر او همواره یاد آور مصایبی است که بر او و کشورش رفته. سرگذشت آنا آخماتووا کتاب مهمی است که خواندنش برای علاقه مندان ادبیات بسیار دلچسسب است. این کتاب را غلام حسین میرزا صالح ترجمه کرده و یکدستی و راحتی در ترجمه خواندن این کتاب راشیرین کرده است.

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت توسط توکل صالحی |

اقتصاد آشفته ما

 

 

به جرات می توانم بگویم مهمترین چالشی که  نظام ما پس از انقلاب همیشه با آن درگیر بوده ، چالش  اقتصادی بوده است ممکن است کسی بگوید در حوزه های  فرهنگی  هم چالش هایی داشته ایم و مذهب و رویگردانی نسل جوان از مباحث دینی و مساجد و اما به اعتقاد من این مباحث شاید تا حدودی بوده اما جامعیت ندارد . مهمترین چالش این نظام پس از انقلاب حوزه اقتصاد بوده و برای این گفته خویش هم دلیل دارم. رشد بی رحمانه تورم، کاهش قدرت خرید مردم علی رغم افزایش نقدینگی و پیشرفت صنعتی و کشاورزی و سد سازی و... عمده  دلیل این موضوع هم سیاست های ناپایدار اقتصادی در کشور ما بوده که دلیلش هم  مدیریت كلان  ما بوده . يك نوع مديريت سليقه اي! به عبارتی در کشور ما نحوه مدیریت یک مجموعه   با تعویض مدیر آن  مجموعه عوض می شود. این یک واقعیتی است که همه به آن اذعان دارند. یک روز یک مدیر طرفدار اقتصاد خصوصی و آزاد  است  و دیگری طرفدار اقتصاد  دولتی ، یکی طرفدار سرمایه گذاری در بخش صنعت است و یک طرفدار سرمایه گذاری در بخش کشاورزی ، یک مدیر  اقتصادی نرخ بهره بانکی را کاهش می دهد یکی دیگر افزایش می دهد و جالب این است که در این افزایش ها و کاهش ها  و بده بستان ها هیچ   سودی عاید مردم نیست  مردم را که می گویم  منظور همان قشر آسیب پذیر بدبخت جامعه که هر مسئولی با توسل به آنها به پست و مقام مي رسد   و همان ها  امروز حلقه فراموش شده و فراموش شده  اقتصاد بیمار و تک محصولی ما هستند .به سبب ناکار آمدی سیستم دیپلماسی ما  و هم دلایل خاص!امروز کشور ما در معرض انواع تحریم ها قرار گرفته است.مدیران و مسئولان ما این تحریم ها را بی اثر می دانند ولی آمار و واقیت چیز دیگری می گوید . نادیده گرفتن تحریم های اقتصادی ضربه جبران ناپذیر و طاقت فرسایی بر اقتصاد ما متحمل می کند.  تکیه بر نفت ، فراموش کردن منابع و پتانسیل های دیگر این سرزمین خدادادی  و عواملی از این دست،دست به دست هم داده تا امروز ما با اقتصادی آشفته و به هم ریخته  مواجه شویم.

 تکیه داده ايم بر  نفت، نفت را شش دلار می فروشیم مشکل داریم و  صد دلار بلکه بیشتر هم می فروشیم و باز هم  تورم داریم و تورم. چرا چنین است.!؟ با نگاهی به وضعیت اقتصادی دیگر کشور ها این نکته مشخص می گردد که همان کشور هایی که حتی از داشتن کمترین منابع برخوردار  محروم بودند امروز و به مدد بهره گیری از توانایی و منابع خویش  و استعداد های نیروی انسانی ، خود یک شبه ره صد ساله پیموده اند. به عنوان مثال هلند کشوری است که امروز مرکز صادرکننده گل طبیعی به دنیاست و کیفیت مرغوب گل طبیعی  این کشور در دنیا حرف اول را می زند اما حتما می دانید  همين كشور سر تا سر آن را آب ها  و اقیانوس ها فرا گرفته اند  و کمتر زمین حاصلخیر و به طور کل خشکی دارد.  جالب است بدانید دانشمندان این کشور بر روی دریا اسکله ساخته اند و هزاران کیلومتر  از ته دریا ها و اقیانوس ها خاک و گل را به سطح دریا آورده و بر روی اسکله ها گل پرورش می دهند و از این طریق همین امروز درآمد هلند از طریق صادرات گل دهها برابر صادرات ما از طریق نفت است. این یک نمونه کوچک است شما دقت کنید به اقتصاد چین در یک دهه گذشته و بسیار ممالک دیگر . این دیگر به منابع یک کشور بستگی ندارد این به مدیریت صحیح و خلاق یک کشور بر می گردد...

+ نوشته شده در دوشنبه هشتم بهمن 1386ساعت توسط توکل صالحی |

 

ويژه نامه هاي رنگين شهرستاني و توسعه نجف آباد

 

 

بروكراسي پيچيده اي كه بر سر  همه مجوز ها  در مملكت ما وجود دارد   به شكلي شديد تر بر سر راه اخذ مجوز مطبوعات هم  وجود دارد و اين مسئله  باعث شده كه در سال هاي اخير علاقه متدان كار مطبوعاتي قانون مطبوعات را دور زده و  روش آسان و ساده اي را در پيش روي گيرند كه امروز نمونه عيني آن را در نجف آباد شاهد هستيم و آن  اخذ مجوز انتشار ويژه  نامه در غالب مطبوعات مجوز دار سراسري يا استاني است كه اين گونه افراد به راحتي آب خوردن  پس از بستن قرارداي با سرپرستي يك روزنامه در استان  به انتشار ويژه نامه آن  جريده در شهرستان مي پردازند  كه از آن جمله مي توان  به ويژه نامه تندر، ويژه نامه پيام، ويژه نامه مردمسالاري ، ويژه نامه والي، ويژه نامه همبستگي و اكنون ويژه نامه توسعه اشاره كرد- در آينده اي نه چندان دور مطلبي در ارتباط به فعاليت همين ويژهنامه در همين وبلاگ درج خواهم كرد- اما بهانه اي كه باعث شد امروز اين مطلب را بنويسم  انتشار اولين  ويژ نامه روزنامه توسعه به سرپرستي عباس عيدي و ندي در شهرستان نجف آباد است. اين آقاي عباس خان از دوستان قديمي من است .يك جوان سالم و علاقه مند حركت هاي فرهنگي كه دستي هم در شعر و ادبيات دارد و  قبل از انتشار ويژه نامه توسعه  با من صحبت هاي كرده بود و درخواست كمك كرده بود و... ولي در اولين شماره كار خودش را راحت كرده و بي آنكه كه با من حرفي بزند آمده سر اين وبلاگ و هرچه به كارش مي آمده برداشته و بي توجه به سرانجام آن براي حقير ، منتشر كرده اند.چه مي شود كرد. كاش لااقل اسمي مي برد  يا حداقل نشاني اين وبلاگ را در زير يكي از مطالب درج مي كرد. به هر حال ويژه نامه توسعه را امروز ديدم خوب بود و  از لحاظ محتوي هم بد نبود. 

+ نوشته شده در چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت توسط توکل صالحی |