تبليغاتX
صبح نجف آباد -

به یزدان که ما گر خرد داشتیم

کجا این سرانجام بد  د اشتیم

 

در کشور ما چیزهای زیادی از مد افتاده و مد های جدیدی مطرح می شود، دقت کنید در همین چند سال اخیر چه اتفاقات که نیفتاده. اما من هنوز در عجبم که برخی مد ها و عادت ها   هنوز که هنوز است پابرجاست و  تازگی دارد و یکی از آنها هم همین حرف زدن و شعار  دادن  هاست .خدا کند روزی بیاید که شعار  دادن هم از مد بیفتند و دیگر هر کس از گرد راه رسید و  حرف زد و شعار داد و قول داد،کسی حرفش را باور نکند که هیچ ، حتی تره هم برایش خرد نکند. البته  شکی نیست که ما ملت خوش خیال و خوش باوری هستیم و تحقق این آرزو  بعید به نظر می رسد و من هم این را از باب اینکه آرزو بر جوانان عیب نیست عرض کردم . به قول استاد باستانی پاریزی مقدمه طولانی تر از اصل  شد. مثالی بیاورم همین شهردار خودمان  آقای خندان  آن روزی که آمد همه مراسم معارفه ایشان را به یاد دارند که چه صحبت هایی فرمودند  و بعدها در مراسم معارفه دیگر شهرداران نواحی نیز چه شعار ها که ندادند  که من چه ها می کنم و حالا که شورای شهر به من عنایت داشته و.. من آنم که رستم بود پهلوان و... من البته   روزی که ایشان  آمد  در یکی از نشریات نوشتم امیدوارم خندان،خندان  از شهر برود.گفت:

روزی که توی آمدی به مجلس ای جان

جمعی همه خوشحال و خودت هم خندان

کاری بکن ای دوست که وقت رفتن

ملت همه گریان و خود تو خندان

این آقای شهردار ما هم خدایی  از روزی که آمد هم خوب حرف زد هم خوب شعار داد و هم خوب قول داد ولی اینکه تا چه حد به آنها عمل کرد ، بماند .پرونده کاری شهردار  خندان امروز پیش  روی همه ما  گشوده است. همه این پروند خلاصه می شود به مقدار متنابهی  شعار و قول و حرف، . شما دقت کنید به همین پایانه نجف آباد که آن روزی که وزیر کشور آمد با چه هجمه تبلیغاتی و سر و صدا آن را افتتاح!!! کردند. به قول دوستان کو؟ کجا؟ چه شد؟ چرا شروع به کار نکرد. همین را دانستند وزیر بخت برگشته دولت  را که اتفاقا ستاره اقبالش بعد از همان آمدن به نجف آباد هم رو به افول نهاد و از کار برکنار شد، را برداشتند و بردند توی ترمینال و دکتر حیدری رییس شورا هم رفت پشت تریبون و در رثای شهردار   سخن ها  سر داد  که :

ملکا ،بتا،بهارا،صنما و گلعذارا

متحیرم هنوزم که تو خود چه نام داری!؟

داستان ما داستان غریبی است .

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت توسط توکل صالحی |