ربودن رییس جمهور و قضیه دانشگاه زنجان و پالیزدار و حاجی و چای سبز
دیشب بعد از مدتها دوباره منزل حاجی بودیم بی مقدمه گفت حالا کارت به جایی رسیده که در وبلاگت به شهردار خندان اعتراض می کنی که چرا ترمینال غرب نجف آباد را راه اندازی نمی کند ؟بد شده همینجوری حداقل مردم شب ها از چمن آنجا برای تفریح استفاده می کنند. حاجی ظاهرا شب قبل از فولادشهر می آمده نجف آباد و دیده که مردم جا پهن کرده اند و نشسته اند توی چمن های محوطه ترمینال.گفتم حاجی بگذریم این داستان ربودن رییس جمهور توی عراق چی بوده گفت به تو ربطی نداره! گفتم آخه عجیب بود حتی سفیر عراق گفته من که اطلاعی از این موضوع ندارم! گفت خوشبختانه اینقدر اخبار داغ هست که خیلی خبر های دیگر کم رنگ می شوند.قضیه دانشگاه زنجان و تغیرات استانداران و اعتراض شدید یک نماینده مجلس به مشاوران رییس جمهور و اینکه گزارش های نادرست به رییس جمهور می دهند و داستان آقای پالیزدار و ... وقتی رسید به این جا آه از نهادش در آمد که بابا یکی نیست بپرید اگر این آقای پالیزدار آدم ساده ای بوده و پست و مقامی نداشته چطور 700 ملیون تومان وام گرفته و آن را پرداخت هم نکرده و آب هم از آب تکان نخورده؟ گفتم حاجی بی خیال حرص نخور روزنامه نوشته بود در رودخانه زاینده رود معدن طلا کشف کرده اند .گفت چه فایده وقتی از نفت بشکه 140 دلار نمی توانیم استفاده کنیم حالا بفرما همه زاینده رود طلا شود !!! بعد بلند شد و رفت چند لیوان چای سبز آورد . گفتم حاجی به سلامتی تغییر ذائقه هم که داده اید گفت بله اتفاقا برنج هم نمی خورم چای معمولی هم نمی خرم تا کور شود چشم محتکران و گرانفروشان و هر آنکه نتواند دید. و زیر چشمی نگاه کرد به من.بهم برخورد. گفت حالا بخور شوخی کردم.